عاشقانه های من و تو
❤❤ しѺ√乇 ❤❤
دستهايم را قلم ميكنم و قلمم را از دست نميگذارم،؛ چشم هايم را كور ميكنم،
گوش هايم را كر ميكنم،
پاهايم را ميشكنم،
انگشتانم را بندبند ميبرم،
سينه ام را میشكافم،
قلبم را ميكشم،
حتي زبانم را ميبرم و لبم را ميدوزم...
اما قلمم را به بيگانه نميدهم.
![]() جمعه 28 مهر 1391برچسب:, :: 13:14 :: نويسنده : احسان این کاروان چه موذن خوش صدایی دارد.. به همراهم گفتم:
ما با کدام کاروان
به مقصد میرسیم
گفت:
کاروانی که از مذهب باطل تسلسل پیروی نمی کند
و به نیت برنگشتن میرود.....
![]() جمعه 28 مهر 1391برچسب:, :: 13:13 :: نويسنده : احسان رنجم نه دیگر تنهایی که جدایی است .. واضطرابم نه زاده ی بی کسی که بی اویی...
دلی که از بی کسی غمگین است هر کسی را می تواند تحمل کند !
هیچ کس بد نیست
ولی دلی که در بی اویی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد..
هر چهره ای ،نگاهی،طرح اندامی،طنینی،رنگی
در نگاهای او فریاد میکشد که ،او ، نیست......
![]() جمعه 28 مهر 1391برچسب:, :: 13:12 :: نويسنده : احسان به من بگو "نگو" نميگويم ...
اما نگو " نفهم "!!!
كه من نمي توانم نفهمم ،
من مي فهمم .....
![]() جمعه 28 مهر 1391برچسب:, :: 13:12 :: نويسنده : احسان صفحه قبل 1 صفحه بعد موضوعات آخرین مطالب پیوندهای روزانه پيوندها نويسندگان |
||
![]() |